برچسب:
نویسنده: محمد نیکفر
نوزدهم رفتی یکشنبه
تقریبا اومدنت و رفتنت زود بود
ده روزم نشد ما هم که همش تو رفت آمد بودیم
.....
حالم نمیدونم خوبه یا بده
میترسم همیشه اینطوری بمونم
بی حال و بی ذوق و تکراری
......
میترسم اونکه دوستش داشتی بمیره
زمان باورای آدم به تاراج میبره
برچسب:
نویسنده: محمد نیکفر
امروز یازده محرم دلم برای خونه ام تنگ شده
ده مهر
امروز مثلا قرار بود پکیجش هم زده باشه
اما باز چند روز گار داره
امروز مهمونی ما بود
تقریبا شلوغ پلوغ
بعدازظهر بارون گرفت
یهو دلم برای خونه امون تنگ شده
برچسب:
نویسنده: محمد نیکفر
نوزدهم رفتی یکشنبه
تقریبا اومدنت و رفتنت زود بود
ده روزم نشد ما هم که همش تو رفت آمد بودیم
.....
حالم نمیدونم خوبه یا بده
میترسم همیشه اینطوری بمونم
بی حال و بی ذوق و تکراری
......
میترسم اونکه دوستش داشتی بمیره
زمان باورای آدم به تاراج میبره
برچسب:
نویسنده: محمد نیکفر
حالم خوب نیس
برچسب:
نویسنده: محمد نیکفر

تو عشق منی
دل منی
فردا ناهارم کنارمی
قربونت بشم

برچسب:
نویسنده: محمد نیکفر
جاده های عشق را پیمودن است
عاشقی کن این حضور تازه را
برچسب:
نویسنده: محمد نیکفر
امروز یازده محرم دلم برای خونه ام تنگ شده
ده مهر
امروز مثلا قرار بود پکیجش هم زده باشه
اما باز چند روز گار داره
امروز مهمونی ما بود
تقریبا شلوغ پلوغ
بعدازظهر بارون گرفت
یهو دلم برای خونه امون تنگ شده
درسته یه روزم هنوز توش زندگی نکردم
اما دلم براش تنگ شده
بارون که اومد حواسم رفت پیش خونه حیاطم آب نگیره پنجره هام باز نذاشته باشند
اینقد دلم براش بودن توش تنگ شد که خودم باورم نمیشه
خوشحالم بهت حس دارم جایی که قرار توش زندگی کنیم
کنار عشقم و فردا بچه هام
برچسب:
نویسنده: محمد نیکفر
امواجی که آدم رو عاشق زندگی میکنه
ولی وقتی همینطور باد خوش هوای دریایی بهت میخوره
دریا شروع به خروش میکنه
تو میمونی این گیجی حیرون
که عاشق دریایی یا گریزون
اگه وسط این جوش و خروش خودمون گم کنیم
ترس این خروش تمام لحظه های ملایم نابود میکنه
برچسب:
نویسنده: محمد نیکفر
اعصبانیت
شادی
تنفر
عشق
برچسب:
نویسنده: محمد نیکفر
برچسب:
نویسنده: محمد نیکفر
برچسب:
نویسنده: محمد نیکفر

زندگیم
وجودم
اقایی من کی بهم میگی دارم میام کی!?
با هم حرف میزنیم میگیم میخندیم اما تو لحظه لحظه این حرف زدنا منتظرم
منتظر وقتی که بگی و بشنوم داری میای
عاشقتم 
برچسب: عاشقتم,
نویسنده: محمد نیکفر
.......
.......
......
.....
برچسب: خسته,
نویسنده: محمد نیکفر
سلام عشقم
الان باید برم خونه امون
جوش کار و کابینت کار و اینا
چطور باید باهاشون سرکله زد برای من سخته یکم
هرکی ساز خودش رو میزنه انگار نه انگار خونه ماست
وساز ساز ماست
اینقد باید برم و بیام تا ساز منو بزنند
دوستت دارم عشقم
دیگه خونه امونم آخراشه
خدا کنه کمتر ناز کنند و کارمون راه بندازن
خونه عشق مون اماده شه
چقد دلتنگتم
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 18:15 توسط mg |